شنبه ۲۴ مهٔ ۲۰۰۸

چشمان تمام بسته


او در مدتي كه در انتظار پيشرفت تكنولوژي براي فيلم ‘هوش مصنوعي’(؟) بود‏ تصميم گرفت فيلمي كوچك و جمع و جور بر اساس كتابي كه در دهه 1970 خوانده بود بسازد، يعني رمان كوتاه آلماني زبان آرتور اشنيتزلرعنوان انگليسي ‘روايت حماسي : يك رمان خيالي’.كوبريك و فردريك رافائل كتاب را تبديل به فيلم نامه اي با نام ‘چشمان تمام بسته’(؟) كردند.پس از بري ليندون شخصيت هاي مركزي فيلم هاي كوبريك اغلب متفكر و جدا افتاده از جامعه بودند. به نظر مي رسد كه محيط آنها منعكس كننده كشمكش هاي دروني شان باشد.در مورد چشمه هاي تمام بسته نيز اين قاعده صدق مي كند.

كوبريك درباره كتاب به ميشل مي گويد : ‘...كتابي است كه توصيف آن مشكل است – يك كتاب خوب نبايد اين طوري باشد؟’ كتاب تنوع طلبي جنسي يك زوج خوسبخت را كاويده و سعي دارد تا اهميت رويا هاي جنسي و آنچه ممكن بوده و اتفاق نيفتاده را با واقعيت مقايسه مي كند.تمامي نوسته هاي اشنيتزلر از نظر داستان درخشان و تحسين بر انگيز است.داستان كتاب در سال 1920 در وين اتفاق افتاده و حول محور بحران ازدواج دكتر فريدولين و همسر او آلبرتين مي چرخد.فيلم تا حدود زيادي نسبت به كتاب وفادار است‏، با اين تفاوت كه زمان داستان به نيورك امروزي منتقل شده است.كتاب به برخورد ماجراهاي حقيقي شوهر و ماجراهاي خيالي همسر مي پردازد و اين سوال را مطرح مي كند كه آيا تفاوت مهمي ميان خيال پردازي درباره يك رابطه جنسي و انجام واقعي وجود دارد؟

ادامه دارد....

شنبه ۱۷ مهٔ ۲۰۰۸

استنلی کوبریک : شاعر بصری


نکته اخلاقی اسطوره ایکاروس چه می تواند باشد: "پرواز کنان به خورشید نزدیک نشو؟" یا طبق باوری که من به آن رسیده ام،بال های بهتری بساز. استنلی کوبریک

سرآغاز

استنلی کوبریک (؟) از همان ابتدا به این نکته پی برد که "انسان ها توانایی انجام بزرگترین کارهای خیر و شر را دارند، ولی مشکل اینجاست که اغلب هنگام استفاده از این توانایی قادر به تشخیص خیر و شر از یکدیگر نیستند."جان بکستر در زندگی نامه ای که از کوبریک نوسته به این نکته اشاره می کند که این شکل نگرش نسبت به داستان ها و شخصیت ها را می توان به تمام فیلم های کوبریک تعمیم داد.

می توان به طرح داستانی "غلاف تمام فلزی" (؟) که تا حدودی بازسازی "ترس و هوس"است، به عنوان سفر ادیسه وار جوکر نگرسیت که در جستجوی نفس شیطانی خود است. او می تواند یک نویسنده حساس یا یک روشنفکر باشد، اما هر از گاهی مجبور است حیوان درونش را پیدا کرده و از بند رهایش کند. همان طور که سربازان در ویتنام می گفتند:"...آره. درسته که من از دره سایه مرگ می گذرم اما از شیطان نمی ترسم...چون من خود شیطان هستم". کوبریک این دوگانگی را در پوشتر غلاف تمام فلزی نشان می دهد که در آن بر روی کلاه یک سرباز هم نماد صلح و هم عبارت "به دنیا آمدم تا بکشم" به چشم می خورد.


یک بار دیوید دنبی منتقد، کوبریک را به تک سنگ فیلم "2001 : یک اودیسه فضایی"(؟) تشبیه کرده و از آن به عنوان "یک نیروی ناشی از هوش مافوق بشری که در میان داد و فریاد های گوشخراش آنتراکت های طولانی ظاهر می شده و با ضربه ای جانانه دنیا را به پله بالاتر از نردبان تکامل سوق می دهد"نام برد.

حال بيايد بك حركت معكوس را پيش بگيريم و از آخرين فيلم آن ‘چشمان تمام بسته’ به سمت يكي از اولين كارهاي آن ‘يك داستان كوتاه در لژ بالاي سينما’ حركت كنيم.